محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
37
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
و اگر بخطا كشته باشد آنچه شرع گفته باشد بجاى آورد و اگر كسى را زده باشد يا به زبانش بيازرده باشد و برنجانيده از وى طلب استحلال كند « 1 » ، و همچنين اگر غيبت مسلمانى كرده باشد و او بشنيده باشد از وى عذر خواهد و اگر نشنيده باشد با خويشتن توبه كند ، و اگر بهتان نهاده باشد يا گناه پوشيدهء كسى فاش كرده باشد از او حلالى بخواهد ، و اگر چيزى ببرده باشد از كسى بظلم يا بدزدى يا بر شوت يا بوجهى كه در شرع روا نبود مانند ربا و قمار و سرود و نوحه و جادوئى يا ببهاى چيزى گرفته باشد كه حرام بود مانند خمر و خوك و گوشتش و شير او و مردار و قمار و نرد و شطرنج و آنچه بدين چيزها ماند ، اگر آن چيز بر جاى باشد با خداوندش دهد ، و اگر نمانده باشد مثل آن باز دهد ، و اگر درويش شده باشد و هيچ چيز ندارد وى را معلوم گرداند و از او طلب حلالى كند ، اگر خداوندش نيابد با وارثان او دهد و اگر وارثان نيابد از بهر وى به صدقه بدهد . و در حديث است كه هر بندهء را دو فرشته موكّل است چون بنده گناه كند فرشتهء دست چپ به حكم فرشتهء دست راست باشد گويد كه : بنويسم ؟ - گويد كه : نه ؛ تا هفت ساعت از آن بگذرد ، اگر درين هفت ساعت پشيمان شود و از گناه توبه كند فرشتهء دست راست عوض آن يكى بدى يكى نيكى در ديوان وى بنويسد ، و اگر پشيمان نشود فرشتهء دست چپ را گويد كه : بنويس كه بدبختى وى بيش از آنست كه توبه كند ، در حال در جريدهء اعمالش آن گناه بنويسند . و علامت آنكه توبتش حقيقى بود چهار چيزست : اوّل - زبان را از فضول و فحش و غيبت نگاه دارد . دويم - حسد نبرد و بد كسى نخواهد . سيّم - آنكه از همنشين بد بپرهيزد و با نيكان نشيند . چهارم - مرگ را ياد دارد و بزخارف دنيا شاد نشود . و مؤمنان را در حقّ وى چهار چيز واجب شود : اوّل - ويرا دوست دارند . دويم - دعا كنند تا خداى تعالى توبهء وى قبول كند . سيّم - گناهى كه كرده باشد با يادش ندهند و بر آن سرزنشش نكنند . چهارم - با وى همنشينى كنند .
--> ( 1 ) كذا ؛ و گويا « طلب » ناشى از طغيان قلم شده و در نسخهء ديگر نيز نيست .